مصاحبه با جانباز - صفحه 2

آخرین اخبار:
مصاحبه با جانباز

فیلم| هم‌نفسِ آتش و فولاد؛ جانباز محمد مرادی و عهدی که نشکست

محمد مرادی، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس از روستای لکانِ خمین، در روایتی صمیمی از سال‌های سربازی در جبهه سومار و نفت‌شهر، از لحظه تلخ اصابت گلوله به گردنش تا روزهای سخت درمان و توان‌بخشی می‌گوید؛ روایتی که در هر سطرش وفاداری به وطن موج می‌زند.

فیلم| از روزهای انقلاب تا آزادی نوسود و پاوه در کردستان

محمد تدین، جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس، در روایتی صمیمی از تجربه‌هایش در روزهای پرالتهاب انقلاب، حضور در مناطق عملیاتی کردستان و جنوب، و نقش همرزمانش در عملیات‌های سرنوشت‌ساز می‌گوید؛ روایتی که آمیخته با تلخی شهادت دوستان و شیرینی آزادسازی شهرهای استراتژیک همراه بود.

فیلم| روایت زخم و ایمان؛ از روزهای سخت مهاجرت تا لحظه‌ مجروحیت

فلاح ملک‌حسینی، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس که در سال ۱۳۴۲ در شهر کربلا به دنیا آمده است، در این مصاحبه از روزهای کودکی، اخراج شصت هزار ایرانی از عراق، مسیر سخت بازگشت به وطن و حضورش در عملیات بیت‌المقدس روایت می‌کند؛ روایتی از تصمیم نوجوانانه برای رفتن به جبهه تا لحظه‌ای که با اصابت خمپاره مجروح شد.

فیلم| روایتی از کلاس‌های درس اراک تا حس وظیفه در برابر شهدا

محمدباقر کریمی، جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس و متولد روستای قلعه سفلی، در این روایت از سال‌های نوجوانی، تحصیل در اراک، شهادت دوستان و همکلاسی‌هایش، و احساس مسئولیتی می‌گوید که او را از دانشگاه دوباره به جبهه کشاند.

فیلم| روایت جانِ زخمی؛ از غیرت شهدا و دلاوران روستای لکان می‌گوید

محمدتقی بیات، جانباز ۷۰ درصد و از اهالی روستای شهیدپرور لکان، در گفت‌وگویی صمیمی از رشادت‌های نوجوانان رزمنده، فرماندهان شجاع و بزرگیِ شهدا سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که امنیت و آرامش امروز ایران، وام‌دار خون پاک شهیدان است.

هم‌نفس باروت و باران؛ روایت «محمدمهدی برزآبادی» از ۱۲ سالگیِ جنگ تا جانبازی ۵۰ درصد

"محمدمهدی برزآبادی فراهانی"، بسیجی اراکی که نخستین‌بار در ۱۲–۱۳سالگی پایش به جبهه باز شد، از اهواز و گروه‌های محور چمران تا یگان‌های رزمی «فتح‌المبین» و «بیت‌المقدس» پیش رفت؛ در سوم خرداد ۱۳۶۱ مجروح شد، با همان بدن خسته به «رمضان» برگشت و در «محرم» برادر کوچکش به شهادت رسید. سال‌ها بعد، «والفجر ۳» و «کربلای ۴» برایش به کلاس‌های زنده‌ای از ایمان، ابتکار و برادری بدل شد؛ روایتی زنده از نسلی که میان سیم‌خاردار و شط، جوانی خود را گرو گذاشت تا ایران سرپا بماند.

در دلِ محاصره تا پلِ سابله؛ محمد تدین، سربازِ ماندگارِ ایمان

"محمد تدین"، جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس، از همان نوجوانی هم‌قدمِ انقلاب شد؛ به سپاه پاسداران پیوست، آموزش را در پادگان شهید محمد منتظری قم دید و خیلی زود خود را در دلِ سخت‌ترین میدان‌ها یافت: کردستانِ ملتهب، محاصره‌های طولانی، جاده بانه–سردشت، و بعد جنوب؛ جایی که در عملیات آزادسازی بُستان، ترکش خمپاره تقدیرش را عوض کرد اما مسیرش را نه.

هم‌نفسِ آتش و فولاد؛ جانباز محمد مرادی و عهدی که نشکست

"محمد مرادی"، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس از روستای کوهستانی لکان در خمین، از سربازی ساده تا قهرمان صبر شدن را با درد و ایمان روایت می‌کند؛ جوانی که در جبهه نفت‌شهر گلوله‌ای به گردنش نشست اما اراده‌اش را نشکست. امروز، پس از سال‌ها جراحت و توان‌بخشی، هنوز با همان آرامش و ایمان می‌گوید: «تیر به تنم خورد، اما دلم برای وطن می‌تپد؛ اگر باز هم جنگی باشد، باز می‌روم.»
از خرمشهر تا کربلای پنج؛

روایت جانباز مرتضی محمد طالبی از مجروحیت و شهادت برادرش

مرتضی محمد طالبی، جانباز دفاع مقدس و فرزند دوم خانواده‌ای اراکی، در گفت‌وگو با نوید شاهد استان مرکزی، از سال‌های حضورش در جبهه، مجروحیت در عملیات بیت‌المقدس، شهادت دوستان و برادرش و روزهای دشوار درمان پس از جنگ سخن می‌گوید. او جنگ را تکلیف الهی و دفاع از خانه و ناموس می‌داند و از مسئولان امروز می‌خواهد به جای رفع تکلیف، به وظیفه واقعی خود عمل کنند.

از سومار تا امروز؛ روایت جانبازی که با پای مجروح همچنان ایستاد

"قهرمان جعفری"، جانباز جنگ تحمیلی و ساکن اراک، در گفت‌وگویی صمیمی از سال‌های حضورش در جبهه، مجروحیت سخت در سومار، سال‌ها درمان بی‌نتیجه و زندگی پس از جنگ سخن می‌گوید. او با یادآوری خاطرات تلخ و اندک لحظات شیرین، تأکید دارد که هیچ‌گاه نسل امروز نباید طعم تلخ جنگ را تجربه کند.

روایت جانباز محمد تدین از روزهای نبرد و ایثار در جبهه‌های دفاع مقدس

محمد تدین، جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس، خاطرات خود از روزهای سخت جنگ، حضور در مناطق عملیاتی کردستان و جنوب کشور، همراه با لحظات تلخ و شیرین رشادت‌ها و شهادت همرزمانش را به تصویر می‌کشد. او از عشق به وطن و ایمان راسخش می‌گوید که چراغ راهش در مسیر دفاع از انقلاب بود.

از کوه‌های میمک تا جبهه‌های سرپل ذهاب؛ روایت دلنشین یک تکاور جانباز ۳۵ درصد

صاحب علی غلامی، جانباز ۳۵ درصد از شهرستان ساوه، در گفتگویی صمیمی به تشریح لحظات دشوار آموزش‌های سخت تکاوری، حضور در خط مقدم جبهه‌ها و نبرد جانانه با دشمن پرداخت. او از داوطلبی در سن نوجوانی، عبور از سختی‌های آموزش و خاطرات تلخ مجروحیت تا دوران درمان و ایستادگی در برابر سختی‌ها گفت.
جانباز یوسفعلی میرزایی:

نسلی که استقامت کرد، حالا وظیفه تبیین دارد

یوسفعلی میرزایی، جانباز 33 درصد و رزمنده دفاع مقدس، از نوجوانی پا به میدان نبرد گذاشت و در والفجر مقدماتی و والفجر ۸ مجروح شد. از روزهای آموزش آبی‌خاکی، عملیات فاو، عبور دشوار از اروند و اصابت مستقیم تانک به جیپشان می‌گوید؛ روزهایی که با ایمان دفاع کردند تا یک وجب از خاک ایران از دست نرود. حالا با بدنی پر از درد اما دلی پر از ایمان، معتقد است نوبت به تبیین رسیده است تا نسل جدید بداند چه خون‌هایی ریخته شد تا ایران بماند.
جانباز علی چراغی:

هنوز نفس‌هایم بوی شیمیایی می‌دهد

علی چراغی، جانباز دفاع مقدس، از نوجوانی راهی جبهه شد و در عملیات‌های کربلای ۴، کربلای ۵ و حلبچه مجروح و شیمیایی شد. حالا با بدنی پر از ترکش و نفس‌هایی که هر روز سخت‌تر بالا می‌آید، از خاطرات رزمنده‌هایی می‌گوید که با یک زیرپوش پاره برای دفاع از دین و ناموس رفتند و از مظلومیتی که بعد از جنگ بر رزمندگان سایه انداخت، اما هنوز با همان ایمان روزهای جنگ، ایستاده است.
جانباز حسن جهاندیده؛

از نوجوانی در خط مقدم تا جانبازی در عملیات رمضان

حسن جهاندیده، جانباز سرافراز دفاع مقدس، روایتگر روزهایی است که نوجوانی را در جبهه‌ها گذراند، راننده تانک شد، در عملیات‌های بزرگی چون فتح‌المبین و رمضان جنگید و در میانه آتش و خون، مجروح و دوباره به خط مقدم بازگشت. او با صداقت از دردها، رشادت‌ها و خاطراتی می‌گوید که امنیت امروز ما بر پایه آن‌ها بنا شده است.

درد دل مادر شهید حسین ابراهیمی از جدایی، مهاجرت و شهادت فرزندش

مادر شهید "حسین ابراهیمی" در روایت سختی‌های زندگی و مهاجرت از افغانستان به ایران، خاطرات فرزند شهیدش را به زبان می‌آورد؛ از روزهای کودکی و چوپانی گرفته تا پیوستن به جبهه سوریه و آخرین تماس‌های او پیش از شهادت.

روایت جانباز از سال‌های دفاع مقدس و مجروحیت در جبهه‌های جنگ

"یوسفعلی میرزایی"، جانباز 33 درصد دفاع مقدس، دو بار به عنوان بسیجی به جبهه‌های آبادان، خوزستان و کردستان اعزام شد و در عملیات والفجر مقدماتی مجروح گردید. او با حدود چهل ماه سابقه حضور در جبهه، پس از پایان ماموریت‌ها به عضویت سپاه پاسداران درآمد.

روایت درد و دلاوری؛ از مجروحیت در کربلای پنج تا مبارزه با سختی‌های زندگی

اکبر سلامت، جانباز دوران دفاع مقدس، با روایت خاطراتش از جبهه‌های نبرد، از شجاعت و ایثار رزمندگان می‌گوید. او که در عملیات کربلای پنج مجروح شد و بخشی از دست و پای خود را از دست داد، امروز با تمام سختی‌های زندگی همچنان ایستاده و از مسئولان می‌خواهد که یاد و خاطره جانبازان را فراموش نکنند.

روایت ایستادگی؛ از روزهای بی‌پوتین تا شب‌های بی‌خواب خط مقدم

جانباز "احمد جمالی"، از رزمندگانی است که از نخستین روزهای جنگ تحمیلی، بی‌تردید و بی‌تجهیزات، پای کار دفاع ایستاد. او که خود را «بنا به وظیفه» در خط مقدم می‌داند، در گفت‌وگو با نوید شاهد از ناگفته‌های جهاد، رشادت، غربت و معجزات می‌گوید؛ از میدان‌های بی‌مهمات، تا فتح‌هایی که حتی دشمن هم آن را "الهی" خواند. گفت‌وگویی شنیدنی با کسی که امروز هم، دل در گرو همان عهد روزهای آتش و خون دارد.
در گفت‌وگوی اختصاصی نوید شاهد با جانباز سرافراز عباس قاسمی مطرح شد

از فوتبال ساوه تا میدان‌های مین جنوب

جانباز ۳۰ درصد دفاع مقدس، عباس قاسمی، از روزهایی می‌گوید که نوجوانی‌اش در زمین‌های فوتبال سپری شد و جوانی‌اش در میدان‌های آتش و خون. از عملیات‌هایی که با هم‌محله‌ای‌ها و فوتبالیست‌های ساوه آغاز شد تا مجروحیتی که زیر موج انفجار سرنوشتش را تغییر داد. در این گفت‌وگو، او از لحظات ناب رفاقت، فداکاری و مردمی می‌گوید که گرچه از جنگ دور بودند اما دل‌شان همیشه در خط مقدم می‌تپید.
طراحی و تولید: ایران سامانه