نماز شهادت و وعده ساختن خانه ابدی
دست‌هایش زمین را می‌کاشت و با دلش خدا را می‌خواند

دست‌هایش زمین را می‌کاشت و با دلش خدا را می‌خواند

خواهر شهید «کیکاووس قندالی» نقل می‌کند: «سعی می‌کرد اوقات فراغتش را یا با درس خواندن و یا با کار کردن روی زمین کشاورزی پر کند، اما با این حال اهل نماز و عبادت بود.»
مادر! دلت رو بگذار پیش دل مادران شهدا

مادر! دلت رو بگذار پیش دل مادران شهدا

خواهر شهید «محمدرضا گیلان» نقل می‌کند: «مادر گفت: مادرجان! دلم رو شور ننداز! گفت: دلت رو بگذار پیش دل مادران شهید که بچه‌هاشون رفتن. شما نباید بعد از شهادتم ناراحت باشین!»
تمام هم و غمش، اسلام بود

تمام هم و غمش، اسلام بود

شهید «محمدحسن ناظمی» دوازدهمین روز فروردین ۱۳۴۹ در شهرستان دامغان چشم گشود. او که مدام پای صحبت‌های امام(ره) نشسته بود، می‌گفت: «باید هرطور شده به جبهه برویم و به اسلام کمک کنیم!» وی سرانجلم بیست و سوم فروردین ۱۳۶۶ به شهادت رسید.
«محمدرضا» عاشق امام بود و کربلای حسین

«محمدرضا» عاشق امام بود و کربلای حسین

شهید «محمدرضا نجاریان» پنجم شهریور ۱۳۴۷ در گرگان به دنیا آمد. صبور بود و مهربان، مرتب و منظم، باایمان و باگذشت. وقتی درخواستی داشت باید عملی می‌شد. حجب و حیای خاصی داشت و عاشق امام(ره) بود و کربلای حسین(ع). سرانجام بیست و یکم دی‌ماه ۱۳۶۵ به شهادت رسید.
درس‌های از زندگی شهید «ابوالقاسم دهرویه»؛ ایثار، کار و تعهد

درس‌های از زندگی شهید «ابوالقاسم دهرویه»؛ ایثار، کار و تعهد

شهید «ابوالقاسم دهرویه» اول تیرماه ۱۳۴۴ در شهرستان سمنان به دنیا آمد. دوره دبیرستان او مصادف بود با پیروزی انقلاب اسلامی و حضور او در مسجد و مجالس مذهبی. از مزد کارگری خودش تا جایی که می‌توانست به فقرا رسیدگی می‌کرد. سرانجام در بیشت و پنجم فروردین ۱۳۶۱ به شهادت رسید.
شهادت پایان راه نیست؛ آغازی برای ماندگاری نام «عزت‌الله»

شهادت پایان راه نیست؛ آغازی برای ماندگاری نام «عزت‌الله»

شهید «عزت‌الله حسنی» ششمین روز اردیبهشت ۱۳۳۱ در کلاته‌رودبار دامغان به دنیا آمد. به محض آنکه دشمن غاصب قصد سرزمینش را کرد، در جبهه‌های نبرد حاضر شد. سرانجام نهمین روز خرداد ۱۳۸۱ به شهادت رسید.
من همان مجنونم که تنها لیلایم خداست

من همان مجنونم که تنها لیلایم خداست

«شهید سید زین‌العابدین قدمی» دهم مرداد ۱۳۴۲ در روستای ورزن چهاردِه از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. برای اولین بار بی‌قراری‌اش را آشکار کرد و راهی میدان شد و این یعنی من همان مجنون هستم که تنها لیلایم خداست. سرانجام بیست و یکم اسفندماه ۱۳۶۳ به شهادت رسید.
مجذوب رشادت بسیجی‌ها شده بود

مجذوب رشادت بسیجی‌ها شده بود

مادر شهید «محمدحسین رستمیان» نقل می‌کند: «برایم از رشادت بسیجی‌ها در جبهه تعریف کرد. آن‌قدر با اشتیاق حرف می‌زد که دلم نیامد مانع رفتنش بشوم.»
خدا همراه اوست

خدا همراه اوست

خواهر شهید «ناصر سلطان» نقل می‌کند: «مادربزرگ گفت: اگه بری جبهه، خواهرت دیگه کسی رو نداره. ناصر گفت: خواهرم خدا رو داره!»
بعدی 2 3 4 5 قبلی