«علی‌اکبر احسانی»؛ از مکتب قرآن تا شهادت در آب‌های جنوب

«علی‌اکبر احسانی»؛ از مکتب قرآن تا شهادت در آب‌های جنوب

علی‌اکبر احسانی، فرزند محمد، از جوانان مؤمن و پرتلاش سرخه سمنان بود که در کنار کار کشاورزی و کمک به پدر، به فراگیری قرآن و مطالعه آثار شهید مطهری پرداخت. او پس از حضور در بسیج و سپاه و خدمت در جبهه، سرانجام یکم شهریور سال ۱۳۶۳، هنگام آموزش غواصی در آب رودخانه در منطقه جنوب به شهادت رسید.
حاضرم همه دنیا رو بدم، اما یک بار دیگه بابام بیاد

حاضرم همه دنیا رو بدم، اما یک بار دیگه بابام بیاد

دختر شهید «سید محمد مرتضی‌نژاد» نقل می‌کند: «گفت: اگه تو بچه شهید نبودی، بهداشتیار مدرسه می‌شدی؟ خیلی به من برخورد. اشک توی چشم‌هایم جمع شد. بغضم که نشست، گفتم: می‌دونی حاضرم همه دنیا رو بدم، اما یک بار دیگه بابام از سر کار بیاد و با من قایم‌باشک بازی کنه.»
شهید «حسن‌بیکی»، از بسیج و جبهه تا شهادت در عملیات مرصاد

شهید «حسن‌بیکی»، از بسیج و جبهه تا شهادت در عملیات مرصاد

شهید «زین‌العابدین حسن‌بیکی» بیست و پنجم فروردین ۱۳۵۱ در شهرستان دامغان به دنیا آمد. عضو بسیج شد و از طریق سپاه دامغان به جبهه رفت. وی سرانجام در عملیات مرصاد به شهادت رسید.
مسیر ایمانی یک مهندس جوان

مسیر ایمانی یک مهندس جوان

شهید «محمداسماعیل حیدرزاده» یکم فروردین ۱۳۴۰ در روستای نعیم‌آباد از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. در رشته مهندسی راه و ساختمان مشغول تحصیل شد. نسبت به حق‌الناس حساسیت فوق‌العاده‌ای داشت. متواضع بود و مطیع حرف مادر و قدرشناس زحمت‌هایش.
سقّایی با پای برهنه

سقّایی با پای برهنه

شهید «عین‌الله حامدی» تا پایان عمرش در دسته‌جات عزاداری امام حسین(ع) با پای برهنه سقا بود. دست راستش به هنگام شهادت قطع بود و او با دست قطع شده به دیدار یار شتافت.
برادری که محبتش را دریغ نمی‌کرد

برادری که محبتش را دریغ نمی‌کرد

خواهر شهید «سید غلامحسین جنانی» نقل می‌کند: «می‌گفت: خودم برایت هر چه بخواهی می‌خرم. تو نمی‌خواهد به بازار بروی. بعد می‌رفت و دو تا لباس می‌خرید. یکی برای من و یکی برای دوستم.»
شفای مادر، مقدمه‌ای برای تولد دو شهید

شفای مادر، مقدمه‌ای برای تولد دو شهید

مادر شهید «حسین بینائیان» نقل می‌کند: «در همان حال دیدم سقف خانه باز شد و آقایی نورانی وارد شد و به من گفت: خدا به شما سی سال دیگر عمر داده است!»
شهید «رحمت‌الله ایثاری»؛ استقبالی عاشقانه از شهادت

شهید «رحمت‌الله ایثاری»؛ استقبالی عاشقانه از شهادت

خواهر شهید «رحمت‌الله ایثاری» نقل می‌کند: «خواب دیده بود که شهید می‌شود. اطلاعیه‌ای تهیه کرده، روی آن نوشته بود: "شهید رحمت‌الله ایثاری" سپس آن را در تمام مقر‌ها نصب کرده بود، به‌گونه‌ای که هم‌رزمانش باور کرده بودند او نیز به شهادت رسیده است.»
مردی که مهران، زادگاه آسمانی‌اش شد

مردی که مهران، زادگاه آسمانی‌اش شد

به گواهی شناسنامه، «شهید علیرضا اکبرزاده» از اهالی تهران است، اما به راستی او متولد مهران بود؛ جایی که آسمانی شد.
مزدش از فتح خرمشهر، شهادت بود

مزدش از فتح خرمشهر، شهادت بود

برادر شهید «نصرالله تفضلی» نقل می‌کند: «فرمانده گفت: شما نه. نصرالله در جوابش گفت: تا این‎جا برای جنگ خیلی زحمت کشیدم. وقتشه که مزدم رو بگیرم و سهمی توی آزادسازی خرمشهر داشته باشم.»
بعدی 1 2 3 4 5 قبلی