روز قدس، روز شهادت فرزندم بود
روایت جانباز کرمانشاهی «ستاره مرادیان» از بمباران سال ۱۳۶۴

روز قدس، روز شهادت فرزندم بود

در روز جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۶۴، هم‌زمان با راهپیمایی روز جهانی قدس، بمباران هوایی دشمن بعثی بر آسمان کرمانشاه فرود آمد. ستاره مرادیان، جانباز و مادر شهید، در این حادثه مجروح و نوزاد نه‌ماهه‌اش به شهادت می‌رسد در ادامه این روایت را می‌شنوید.
شهید «جهانگرد امیری»، دلگرمی اسراء در تاریک‌ترین روز‌های تکریت بود
گفت‌و‌گو با همرزم شهید غریب در اسارت «جهانگرد امیری»؛

شهید «جهانگرد امیری»، دلگرمی اسراء در تاریک‌ترین روز‌های تکریت بود

«بهمن احمدوند»، هم‌سلولی و جانباز ۳۵ درصد، می‌گوید: وقتی در سخت‌ترین شرایط اسارت بودیم، شهید جهانگرد امیری با شجاعت و مهربانی خود، نه تنها روحیه خودش را حفظ می‌کرد بلکه به همه ما امید و قوت قلب می‌بخشید.
با دستانم مین را خنثی می‌کردم که ناگهان همه‌چیز تیره و تار شد
گفت‌و‌گو با جانباز ۷۰ درصد «فرمان زندی»

با دستانم مین را خنثی می‌کردم که ناگهان همه‌چیز تیره و تار شد

«فرمان زندی» جانباز ۷۰ درصد کرمانشاهی می‌گوید: در خرداد سال ۱۳۷۲، هنگام خنثی‌سازی مین در یکی از مناطق عملیاتی جنوب، مین پوسیده‌ای در دستانم منفجر شد. دیگر چیزی نفهمیدم تا وقتی در بیمارستان به هوش آمدم. همانجا فهمیدم که دیگر دنیا را مثل قبل نمی‌بینم، اما شکر خدا هنوز می‌توانم خدمت کنم.
بی‌نشان، اما ماندگار
مروری بر زندگی نامه شهید مفقودالاثر «بیژن محمدی چراغ‌آبادی»

بی‌نشان، اما ماندگار

در نخستین روز‌های دفاع مقدس، شهید «بیژن محمدی چراغ‌آبادی»، سرباز دلیر ارتش جمهوری اسلامی ایران، با دلی آکنده از ایمان و عشق به وطن داوطلبانه راهی جبهه‌های نبرد شد. او در نبرد با دشمن بعثی تا آخرین لحظه ایستاد و در منطقه سراب‌گرم سرپل‌ذهاب مفقود شد؛ اما نام و یادش، چون ستاره‌ای بی‌نشان، در آسمان ایثار جاودانه ماند.
شهید «بهروز قزوینی»؛ کارمند متعهدی که لباس رزم پوشید

شهید «بهروز قزوینی»؛ کارمند متعهدی که لباس رزم پوشید

شهید «بهروز قزوینی»، جوانی مؤمن و تلاشگر از کرمانشاه، خدمت در پشت میز شرکت گاز را رها کرد تا در میدان نبرد از اسلام و میهن دفاع کند و در سرپل‌ذهاب به دیدار حق شتافت.
از کوچه‌های باختران تا خط مقدم جبهه؛ قصه دلدادگی شهید «مجید ندافی»

از کوچه‌های باختران تا خط مقدم جبهه؛ قصه دلدادگی شهید «مجید ندافی»

شهید «مجید ندافی» با ندای امامش همراه شد، داوطلبانه به جبهه رفت و جان خویش را تقدیم راه حق کرد؛ پیکرش هنوز در آغوش خاک میهن آرام نگرفته است.
شهید «گل‌نظر اسکندری» در راه رساندن مهمات به رزمندگان اسلام به شهادت رسید

شهید «گل‌نظر اسکندری» در راه رساندن مهمات به رزمندگان اسلام به شهادت رسید

شهید «گل‌نظر اسکندری» از اهالی روستای شیخ‌مصطفی سنجابی، که پس از پیروزی انقلاب در کنار نیروهای پاسدار فعالیت می‌کرد، در ۲۲ مهر ۱۳۵۹ هنگام انتقال مهمات به پاسگاه قلعه‌شاهین سرپل‌ذهاب هدف گلوله دشمن بعثی قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد.
در عملیات میمک و مهران، یک چشم و یک پا را فدای وطن کردم
گفت و گو با جانباز 70 درصد«غلامرضا اکبری»؛

در عملیات میمک و مهران، یک چشم و یک پا را فدای وطن کردم

جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، «غلامرضا اکبری»، در گفت‌وگویی از مجروحیت خود در عملیات میمک و مهران می‌گوید؛ جایی که برای فریب دشمن و کاهش فشار از نیروهای سپاه وارد میدان شدند و او در زیر آتش سنگین دشمن به شدت مجروح شد.
حیاط خانه‌ام میدان نبرد شد
گفت‌و‌گو با «مهین ویس مرادی»جانباز ۷۰ درصد کرمانشاهی؛

حیاط خانه‌ام میدان نبرد شد

«مهین ویس مرادی» می‌گوید: در میان گل و باران، حیاط خانه‌ام به میدان نبرد تبدیل شد. ترکش‌ها تنم را شکافتند، یکی از کلیه‌هایم را از دست دادم، اما هنوز زنده‌ام تا روایتگر صبر زنان این سرزمین باشم.
پیام عاشقانه یک شهید به پدر

پیام عاشقانه یک شهید به پدر

در دل سنگر‌های جبهه، شهید «مراد خداکرمیان» نامه‌ای پر از محبت و ارادت به پدرش نوشت و از دوری او سخن گفت؛ نامه‌ای که اکنون سندی زنده از فداکاری و عشق فرزند به پدر است.
بعدی 1 2 3 4 قبلی