وصیت نامه شهید
قربان‌علی سرگزی در یکم فرودین ماه سال ۱۳۱۹ در خانواده‌ای مذهبی و مستضعف در شهرستان زابل دیده به جهان گشود.در کودکی به کلاس قرآن رفت و با فراگیری قرآن به احکام و مسائل اسلامی آشنا گردید. در یازده سالگی از وجود نعمت پدر و مادر محروم گشت.

 

 

به گزارش نوید شاهد سیستان و بلوچستان: قربان‌علی سرگزی در یکم فرودین ماه سال  ۱۳۱۹ در خانواده‌ای مذهبی و مستضعف در شهرستان زابل دیده به جهان گشود. در کودکی به کلاس قرآن رفت و با فراگیری قرآن به احکام و مسائل اسلامی آشنا گردید. در یازده سالگی از وجود نعمت پدر و مادر محروم گشت و در خانه دایی‌اش رشد یافت. تحصیلات را فقط در حد خواندن و نوشتن فرا گرفت. در نوجوانی برای تأمین امور زندگی در یک کارگاه خیاطی کار می‌کرد. او فردی مؤمن و انقلابی بود. با اوج‌گیری انقلاب در راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت می‌جست. بعد از پیروزی انقلاب در اداره ارشاد اسلامی مشغول به کار شد و با تشکیل نهاد مردمی بسیج به عضویت این نهاد درآمد. با شروع جنگ تحمیلی به میادین نبرد حق علیه باطل پرداخت. سرانجام این مجاهد نستوه در تاریخ بیست و نهم اسفند 1363پس از ابراز رشادت‌ها و فداکاری‌های بسیار در عملیات خیبر در جزیره‌ی مجنون (شرق دجله) بر اثر اصابت گلوله به قلبش در سن ۴۴ سالگی به فیض شهادت نایل آمد.

 

 

بسم االله الرحمن الرحیم

إِذَا أَصابتْهم مصیبۀٌ قَالُوا إِنَّا للَّه وإِنَّا إِلَیه راجِعونَ

کسانی که مصیبتی بر آنها وارد شده میگویند ما از آن خدا هستیم و بازگشتمان به سـوي اوست


پس از حمد و سپاس خداوند که ما را از خون بسته بیافرید و پس به ما عقل و شعور و توانــایی داد کــه تــا در راهــش کــارزار کنــیم و بــا ســلام و درود بــه محـضر حــضرت حجت بن الحسن ارواحنا روحی له الفـدا و بـا سـلام ودرود بـر نایـب بـرحقش خمینـی کبیرو با سلام و درود بر شهیدان راه خـدا و بـا سـلام و درود بـر رزمنـدگان اسـلام خصوصاً سربازان حضرت مهدي(عجل االله تعالی فرجه الشریف) و جانبـازان و عاشـقان قبـر ابا عبداالله الحسین(ع) انصار آن حضرت.

خدا را شکر می کنم و سپاس مـی گـویم کـه در  این چنین موقعی به من این توفیق را داد که در راه خودش خون ناقابل  خود را فدا کنم و پرچم اسلام را سرافراز کنم و با خون خود درخت اسلام را شاداب بکـنم و درخـت سـپاه بیثمر استکبار را از ریشه بخشکانم. خداوند این توفیق را به من داد که این چنین به جبهـه بیایم و در راه خودش کارزار کنم.

وصیتنامه خود را آغاز می کنم در حالیکه با عقلی کامل و اختیار تام و از روي آزادي و آزادگی: «اشهد ان لا اله الّا االله و اشهد انَّ محمداً رسول الله و  اشهد انَّ علیاً ولی الله در آن زمان که [امـام] حـسین(ع)در کربلا تمام یارانش را از دست داد، فریاد زد آیا کسی هست کـه مـن را یـاري کنـد.

کـسی جوابش را نداد و در این موقع  و در این زمان که ما زنده هستیم میگفتیم «اي کاش ما هـم زنده بودیم و در آن زمان تا حسین(ع) را یاري کنیم» . ولی می بینـیم در ایـن زمـان هـم فرزند حسین(ع) لبیک سرداده و یاور میخواهد و مـن بنـابر وظیفـه خـود بـه لبیـک او جواب دادم و براي دین خدا و انقلاب او به جبهه آمدم و خالـصانه از او حمایـت کـردم و جان خود را در طبق اخلاص گذاشـتم و یـا در راه حفاظـت از دیـن مبـین اسـلام شـربت  شهادت را نوشیدم. وقتی که خدا را قبول داریـم و میدانیم که قیامتی است و حسابی در کار میباشد پس ما از چه باید بترسـیم. دیگـر جـایی براي ترسیدن باقی نمیماند و اگر مـصیبت و گرفتـاري در راه خـدا برایمـان بیایـد بایـد از شربت بهتر دوست بداریم به طوري که حضرت علی(ع )میفرماید «به خدا قـسم عـشق و علاقه من نسبت بر مرگ بیشتر از عشق و علاقه کودکی است که بـه پـستان مـادر دارد فرزندم ما که ایمان به خدا و جهان آخرت داریم باید مرگ را این جوري حساب کنـیم کـه مرگ پلی است به آن جهان و ما این راهی را که میرویم راه امامان و انبیاء و پیامبران بـوده  است راه کسانی بوده است که شهادت را افتخار خود میدانستند و بهترین موقع را زمـانی میدانستند [که] به دیدار لقاءاالله مـی شـتافتند

و ایـن دنیـا را وداع مـی گفتنـد ماننـد امـام حسین(ع) که هروقت می دید به شهادت دارد نزدیـکتـر مـی شـود چهـره اش افروختـه می شد و شوقش بیشتر می شد، و ما پیرو این سروران هستیم، باید عقیده مان مانند اینها باشد و اگر ما آنها را قبول داریم به عنوان پیشوایانمان پس باید دنباله رو اینهـا باشـیم تـا موفـق  باشیم. «دنیا بهشت کافر است و جهنم مومن» و مرگ پلی است که مومن را از زنـدان بـه قصر میبرد و پلی اسـت کـه کـافر را از قـصر بـه زنـدان مـی بـرد و امـا ملـت قهرمـان و شهادت پرور ایران من خود را کوچکتر از آن میدانم که وصـیت و موعظـه اي بـراي شـما بکنم و اما گفتن چند نکته ضروري است: در کارهاي خیر شرکت کنید، اگر میخواهید موفق شـوید و نـابود نگردیـد، مـساجد را  خالی نگذارید و نماز جماعت و جمعه را هرچه با شکوهتر برپـا کنیـد تـا شـیطان در بـین صف هاي شما رسوخ نکند. امام و روحانیت را پشتیبان باشـید. بـه جبهـه بیاییـد و درخـت اسلام را تنومند کنید و علف هرزها را بکنید. در ارگانهاي انقلابی شرکت کنیـد، خـصوصاً سپاه و بسیج و جهاد سازندگی. تا می توانید کارهایتان را براي خدا انجام دهید. اگـر دو نفـر متقی و پرهیزگار با هم مخلوط بشوند، یک انسان کاملی به وجود می آید کـه بـه آن شـهید می گویند.

خداحافظ برادر قربانعلی سرگزي

 منبع : فرهنگ اعلام شهدای استان سیستان و بلوچستان
وصیت نامه کامل شهدای استان سیستان و بلوچستان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار