نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

مروری بر زندگی شهید عملیات مرصاد «حسن مظفر»

مروری بر زندگی شهید عملیات مرصاد «حسن مظفر»

ایشان در فعالیت های بسیاری شرکت داشتند. ولی بالاخره شهادت که ایشان تشنه اش بودند در اسلام آباد غرب و در عملیات مرصاد در تاریخ ششم مرداد 1367 نصیبش شد و به شهادت رسید. و پیکر مطهرشان در ده امام پاکدشت به حاک سپرده شد.
روایتی برادرانه از زندگی شهید «سیدمجید موسوی»

روایتی برادرانه از زندگی شهید «سیدمجید موسوی»

در سال 1349 فرزندی از سلاله پاک رسول الله علیه و آله در شهرری دیده به جهان گشود که نام زیبنده مجید را برای او برگزیدند در سنین نوجوانی حضور فعال در مجالس دعا و عزاداری داشت و علاقه به ورزشهای رزمی تا آنجا که بدنی بسیار ورزیده و چابک بود.
نگاهی به زندگی شهید عملیات «فتح المبین»

نگاهی به زندگی شهید عملیات «فتح المبین»

بعد از پیروزی انقلاب یکی از اعضای فعال سپاه گردید و اوایل جنگ ایران و عراق بود که همراه برادران سپاه به تکاب کردستان اعزام شد و با ضد انقلابیون درگیری سختی پیدا کرد وی چندین بار در مبارزه با ضد انقلابیون در جبهه های پیرانشهر و کردستان شرکت داشت.
زندگی نامه شهید قرآنی « مجتبی رنگ آمیز»

زندگی نامه شهید قرآنی « مجتبی رنگ آمیز»

وی در سال 1347 در خانواده ای متعصب و مذهبی به دنیا آمد هفت سالگی به مدرسه سجادیه شهرری ثبت نام نمود و در تمام سخنرانی ها شرکت می کرد. در سن نه سالگی فراگیری اصول قرآنی را آغاز کرد و علاوه بر قرائت چهارده سوره از قران، قرآن را حفظ کرد و در مسابقات قرائت و حفظ آن شرکت نمود.وی در راهپیمایی ها و پخش اعلامیه شرکت می کرد و سه بار نیز دستگیر شد.
شفا یافته حضرت زهرا(س) بود

شفا یافته حضرت زهرا(س) بود

در عملیات والفجر هشت بود که از ناحیه سر به شدت مجروح شد بطوریکه تصور میرفت شهید شده، و لذا او را جهت انتقال به معراج شهداء در آمبولانس قرار میدهند. ولیکن در ضمن راه متوجه میشوند که وی در قید حیات است لذا او را سریعاً به اورژانس انتقال داده و از آنجا وی را با هلیکوپتر بعقب آورده و سپس به یکی از بیمارستانهای شیراز انتقال دادند، وی با دست مبارک حضرت زهرا این بار شفا یافته، لیکن خواسته بود تا زمانیکه زنده است این راز همچنان افشاء نشود.
فکرش جز پیروی از ولایت فقیه چیز دیگری نبود

فکرش جز پیروی از ولایت فقیه چیز دیگری نبود

در سال 1364 مجید عزیز که به عنوان یک بسیجی جان بر کف به چیزی جز اطاعت از ولایت امر فکر نمی کرد، مجدداً راهی جبهه ها گردید و این بار گرمای سوزان خوزستان و جبهه های جنوب انتظار او را می کشید.