کرامات شهدا / دو غنچه معطر

کرامات شهدا / دو غنچه معطر

نوید شاهد - خاطره ای از مینا ناصری در مورد دو شهیدی که بوی گلاب می دادند البته بدون آنکه کسی به آنهاگلاب زده باشد.
کرامات شهدا/ لحظات بی خودی

کرامات شهدا/ لحظات بی خودی

نوید شاهد- خاطره ای از فرحناز رحیمی در مورد همسر شهیدش که از شهادت خود با خبر بود و برای خداحافظی از همسرش به خانه برگشت.
کرامات شهدا / پیکر درخشان

کرامات شهدا / پیکر درخشان

نوید شاهد - خاطره ای از سید محمد تقی مومنی در مورد شهیدی که از پیکرش نور عجیبی می تابید به طوریکه بقیه فکر می کردند که خط مقدم آتش گرفته است.
خاطرات سرتیپ دوم غلام‌حسین دربندی (در رابطه با امیر فریبرز تاج محرابی)

خاطرات سرتیپ دوم غلام‌حسین دربندی (در رابطه با امیر فریبرز تاج محرابی)

نوید شاهد- صبح روز دوازدهم شهریور1360 در شحیطیه روزی دیگر و نبردی دیگر آغاز شد. عراقی ها از صبح زود شروع به ریختن آتش سنگین کردند. حدود ساعت06:00 صبح بود. آفتاب هنوز طلوع نکرده بود و خنکی نسیم دل نواز صبحگاهی هنوز در جانمان بود که صدای گلولۀ توپی را شنیدم.
کرامات شهدا/ بوی پیراهن یوسف

کرامات شهدا/ بوی پیراهن یوسف

نوید شاهد- خاطره ای از فرحناز رحیمی در مورد شهیدی که در خواب همسرش می رود تا نشانی پارچه ای را که با آن چشمان فرزندش شفا می یابد را بدهد.
کرامات شهدا/ خون تازه معشوق

کرامات شهدا/ خون تازه معشوق

نوید شاهد- خاطره ای از آقای حمید نژاد در مورد شهیدی که جسد او بعد از 9 سال سالم مانده بود، به طوریکه حتی از سرش که به دلیل اصابت ترکش سوراخ شده بود خون به داخل قبر چکیده شد.
۴
آرشیو